عالمان اشراقی بیكار ننشستند و برای عقلانی جلوهدادن مبانی عالم اشراقی خود مشكلات فراوانی به جان خریدند. در واقع انتهای راه جدیدی كه شرقیان در تبیین و بزكسازی عاقلانه عالم اشراق بنا نهادند به باغ سبزی رسید كه در ادامه بدان خواهیم پرداخت.
● تصمیمگیری در دنیای مدرن
تلفیق روشها در ذات دوران مدرنیته است. اگر در ابتدای قرن بیستم مبانی خالص مدیریت درحال شكلگرفتن بود، در نیمههای دهه هفتاد میلادی حریصانه به دیگر حوزهها چشم دوخته بود تا اگر چیزی در چنته برای غنای این دانش داشته باشند، تصاحب كند. بدنه درخت دانش مدیریت كنونی كه مبنای تصمیمگیری (Decision-Making) قاطبه سیستمهای مدیریتی كنونی است در زمین دانش كلاسیك مدیریت قرار داشته و ریشههای عمیق آن سر در حوزههای مرتبط و نامرتبط بسیاری همچون روانشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد جدید، علم سیاست، جغرافیا، تاریخ، دینشناسی، مهندسی اجتماعی و شاخههای مختلف ریاضیات فروبرده است.
از زمانی كه تكنولوژی و به خصوص تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) ثمرات پژوهشهای علمی را وارد گوشه و كنار زندگی بشر كرد، تصمیمگیری از حیطه اختیارات فردی خارج و در اختیار جمع قرار گرفت، چرا كه در شرایط جدید اصل «همهچیز را همگان دانند» با شرایط موجود توافق بیشتری داشت و عقل حسابگر غربی پی به عمق این اندیشه برده بود. بنابراین مشاوران نقش بهتر و موثرتری پیدا كردند.
● فرد، شركتها و سهامداران
در اغلب سیستمهای اقتصادی حتی اگر تمام مجموعه در مالكیت فرد باشد، بازهم سعی میشود تا در وضعیت حداقلی از كارائی سلولهای خاكستری اطرافیان و اگر یافت نشد از وجود مشاوران زبده استفاده شود. برای این موضوع مثالهای متعددی میتوان عنوان كرد. این امر در شركتهای جمعی كه سهامداران متعدد دارد واضحتر رعایت میشود و بر همین اساس است كه نقش هیئتمدیره در این نوع شركتها پررنگ و مثمرثمر خواهد بود.
وظیفه اصلی هیئتمدیره، نظارت بر مجموعه اجرایی و حمایت از منافع سرمایهگذاران است. اما وظیفه در ظاهر فرعی و به نوعی اصلی هیئتمدیره، ارائه راهحلهای ویژه در شرایط مختلف به مدیرعامل و مجموعه تحت امر وی است كه بهاحتمال زیاد در دكان هیچ عطاری یافت نخواهد شد. در واقع هیئتمدیره در مجموعههای چندبخشی (سهامی) ركن تصمیمگیری است و نمادی از خرد جمعی و عقل حسابگر غربی!
نگاه شركتها به موضوع درآمدها، كسب حداكثر سود و افزایش قیمت سهام، نقش ویژهای در اتخاذ تصمیمات ایشان خواهد داشت. مسائلی همچون كسب سود مستقیم، بسترسازی برای درو كردن سود، سرمایهگذاریهای كوتاهمدت و میانمدت و كسب سود بلندمدت از موضوعات داغ حوزه مدیریت كلان، بهخصوص در حوزه تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات هستند.
● ICT و تغییرات در نوع تصمیمگیری
تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات(ICT) شكل دوگانهای ارائه نموده است. از یكسو موجب تغییرات شگرفی در شیوههای تصمیمگیری شده، و از دیگر سو خود نیز گرفتار آن شده است. تاریخ استفاده از مفاهیم تكنولوژی اطلاعات به نیمه اول قرن بیستم میرسد. IBM بهسفارش رایش سوم استفاده از تكنولوژی اطلاعات را از مرزهای آمریكا بیرون برد و با استفاده از آن، سیستم نوینی برای اداره زندانهای آشویتس و داخائو نازیها طراحی و ابزارهای مدیریتی آن را در اختیار ایشان قرار داد.
در مرحله اول، پیادهسازی چنین سیستمی توسط IBM كه از یكسو به رایش سوم سرویس میداد و از دیگر سو برای آمریكائیان برای مقابله با آلمان صنعتی آن روزگار مسلسل میساخت، سرعت تصمیمگیری و در مرحله بعدی دقت را به ارمغان آورده بود. در اختیار داشتن آمار كل، چگونگی توزیع افراد دربند، سرعت آگاهی از تغییر آمار، مدیریت منابع اولیه لازم، تامین تجهیزات و بسیاری از موارد دیگر سنگ بنای تحول در شیوههای تصمیمگیری با كمك تكنولوژی اطلاعات شد.
اما اندكی بعد در روزگار پس از جنگ ویتنام و مشكلات بهوجود آمده، خود شركتهای این حوزه نیز دچار دگردیسی عمیقی شدند.
این تغییرات نه فقط در نوع تصمیمگیریها كه در شیوه نگاه آنها به جامعه و نیازهای ایشان رخ داده بود. ICT راه خود را در دل جامعه باز كرده بود و تعاریف جدیدی پدیدار شده بود كه پیش از آن سابقه نداشت، بدینترتیب برای همراهی و مدیریت بهینه این روند نیاز به دانش جدیدی بود كه علاوه بر كارایی بالا در زمان حال، آیندهنگر نیز باشد كه جز برپایه تصمیمگیریهای دقیق، جمعی، آیندهگرا، حسابگرانه (غربی) و بازهم حسابگرانه میسر نبود.
در این مسیر به عنوان دانش همراه و برای كنترل بهتر جامعه از روانشناسی رفتارگرا و اندیشههای دكتر اسكینر و نگاه دودوتا چهارتایی وی (حسابگرانه) به انسان بهره فراوانی گرفت و به عنوان روشی مطمئن، پیشرفته و البته سودزا مورد توجه قرار گرفت.
● حركتهای ویژه در دنیای ICT
دنیای جدید شرایط خاص خود را داشت و رفتارهایی از خود بروز داد كه با حسابگری قابل پیشبینی نبود. حركتهای جدید بهسوی تصمیمگیریهای دفعی، سریع، فردی و متعارض با حسابگری غربی نمایان شده بود. مفهوم سیستمهای پردازشی كه بیشتر در انحصار سازمانهای بزرگ و تشكیلات دولتی بود به درون جامعه رخنه كرده و مورد توجه قرار گرفته بود.
به مرور زمان مفاهیم دگرگونی بیشتری یافته و نیازها توسعه یافت. برای همراهی با جامعه ترمز بریده آن روزگار تمهیدی لازم بود. درصد تاثیر شیوههای تصمیمگیری قبلی كاهش یافته بود و باید به سرعت تغییر میكرد. بدینترتیب عامل جدیدی وارد مقوله تصمیمگیری شده و آن چیزی نبود جز نقش شخصیت(فرد) در فرآیند تصمیمگیری!
ذكر عنوان فرد همواره با خلاقیت توأمان است و خلاقیت با جسارت مترادف و جسارت با تجربه تعارض ظاهری بسیار و سازگاری درونی عجیبی دارد. اهمیت فرد در تصمیمگیری همچون سدههای پیشین نقش ویژهای پیدا كرد و نقش مدیرعامل(CEO) بهعنوان ركن اساسی هدایت مجموعهها جان دوبارهای یافت. تركیب هیئتمدیرهها متنوع شد و دنیا ملغمهای شد از شیوهها، رفتارها، ایدهها، نظریات و دیدگاههای مختلف درباب تصمیمگیری!
● تصمیمگیریهای فردی و جمعی
عقل حسابگر غربی به موقع یوغ تجربه بر گردن جسارت انداخت و شیوه تصمیمگیری اصولیتری ابداع كرد و به جای منطق صفر و یك قبلی شیوه «تصمیمگیری جمعی حسابگر و فردی خلاقانه»، از منطق فازی كمك گرفت و نوع جدیدی از تصمیمگیری با عنوان مثالی «حسابگران خلاق» تعریف كرد و به كار گرفت. نتیجه بیش از حد انتظار رضایتبخش بود.
هرچند تصمیمگیریهای اینچنینی كمی عجیب نشان میداد و تعارض مختصری نیز با عقل تجارتپیشه غربی داشت كه به مرور زمان با پدیدار شدن نتایج آن قابل درك و هضم شد، خصوصیت اصلی این شیوه تصمیمگیری عجیببودن ظاهری اما عاقلانهبودن آن است. مدتها پس از تثبیت این شیوه تصمیمگیری، روش دیگری باب شد كه به نوعی رجعت بازنگری شده به گذشته بود. در این شیوه همان روش تصمیمگیری عاقلانه جمعی با چاشنی اجرای خلاقانه مورد توجه قرار گرفت كه نتایج قابلقبولی داشت.
● تصمیمگیریهای اشراقی
نكتهای كه شاید در ظاهر امر به موضوع این نوشتار بیربط باشد، تاثیرات روح تفكر شرقی بر دنیای غرب است. ارتباط غربیان با شرقیان و مطالعه اندیشهها، رفتارها، ایدهها و روش واقعی زندگی ایشان صورت گرفت. مهمترین خاصیت شرقیجماعت كه در تمام رگ و ریشه آنها رسوخ كرده و به صورت ناخودآگاه رفتار میشود «اشراق» است.
اشراقی كه در اینجا عنوان میشود ارتباطی با اندیشههای عرفانی یا صوفیگری ندارد، بلكه به نوع رفتارهای فرهنگی اجتماعی افراد شامل این جوامع اشارت دارد.
نویسنده : جواد زارعی
سایت تراشه
● تصمیمگیری در دنیای مدرن
تلفیق روشها در ذات دوران مدرنیته است. اگر در ابتدای قرن بیستم مبانی خالص مدیریت درحال شكلگرفتن بود، در نیمههای دهه هفتاد میلادی حریصانه به دیگر حوزهها چشم دوخته بود تا اگر چیزی در چنته برای غنای این دانش داشته باشند، تصاحب كند. بدنه درخت دانش مدیریت كنونی كه مبنای تصمیمگیری (Decision-Making) قاطبه سیستمهای مدیریتی كنونی است در زمین دانش كلاسیك مدیریت قرار داشته و ریشههای عمیق آن سر در حوزههای مرتبط و نامرتبط بسیاری همچون روانشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد جدید، علم سیاست، جغرافیا، تاریخ، دینشناسی، مهندسی اجتماعی و شاخههای مختلف ریاضیات فروبرده است.
از زمانی كه تكنولوژی و به خصوص تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) ثمرات پژوهشهای علمی را وارد گوشه و كنار زندگی بشر كرد، تصمیمگیری از حیطه اختیارات فردی خارج و در اختیار جمع قرار گرفت، چرا كه در شرایط جدید اصل «همهچیز را همگان دانند» با شرایط موجود توافق بیشتری داشت و عقل حسابگر غربی پی به عمق این اندیشه برده بود. بنابراین مشاوران نقش بهتر و موثرتری پیدا كردند.
● فرد، شركتها و سهامداران
در اغلب سیستمهای اقتصادی حتی اگر تمام مجموعه در مالكیت فرد باشد، بازهم سعی میشود تا در وضعیت حداقلی از كارائی سلولهای خاكستری اطرافیان و اگر یافت نشد از وجود مشاوران زبده استفاده شود. برای این موضوع مثالهای متعددی میتوان عنوان كرد. این امر در شركتهای جمعی كه سهامداران متعدد دارد واضحتر رعایت میشود و بر همین اساس است كه نقش هیئتمدیره در این نوع شركتها پررنگ و مثمرثمر خواهد بود.
وظیفه اصلی هیئتمدیره، نظارت بر مجموعه اجرایی و حمایت از منافع سرمایهگذاران است. اما وظیفه در ظاهر فرعی و به نوعی اصلی هیئتمدیره، ارائه راهحلهای ویژه در شرایط مختلف به مدیرعامل و مجموعه تحت امر وی است كه بهاحتمال زیاد در دكان هیچ عطاری یافت نخواهد شد. در واقع هیئتمدیره در مجموعههای چندبخشی (سهامی) ركن تصمیمگیری است و نمادی از خرد جمعی و عقل حسابگر غربی!
نگاه شركتها به موضوع درآمدها، كسب حداكثر سود و افزایش قیمت سهام، نقش ویژهای در اتخاذ تصمیمات ایشان خواهد داشت. مسائلی همچون كسب سود مستقیم، بسترسازی برای درو كردن سود، سرمایهگذاریهای كوتاهمدت و میانمدت و كسب سود بلندمدت از موضوعات داغ حوزه مدیریت كلان، بهخصوص در حوزه تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات هستند.
● ICT و تغییرات در نوع تصمیمگیری
تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات(ICT) شكل دوگانهای ارائه نموده است. از یكسو موجب تغییرات شگرفی در شیوههای تصمیمگیری شده، و از دیگر سو خود نیز گرفتار آن شده است. تاریخ استفاده از مفاهیم تكنولوژی اطلاعات به نیمه اول قرن بیستم میرسد. IBM بهسفارش رایش سوم استفاده از تكنولوژی اطلاعات را از مرزهای آمریكا بیرون برد و با استفاده از آن، سیستم نوینی برای اداره زندانهای آشویتس و داخائو نازیها طراحی و ابزارهای مدیریتی آن را در اختیار ایشان قرار داد.
در مرحله اول، پیادهسازی چنین سیستمی توسط IBM كه از یكسو به رایش سوم سرویس میداد و از دیگر سو برای آمریكائیان برای مقابله با آلمان صنعتی آن روزگار مسلسل میساخت، سرعت تصمیمگیری و در مرحله بعدی دقت را به ارمغان آورده بود. در اختیار داشتن آمار كل، چگونگی توزیع افراد دربند، سرعت آگاهی از تغییر آمار، مدیریت منابع اولیه لازم، تامین تجهیزات و بسیاری از موارد دیگر سنگ بنای تحول در شیوههای تصمیمگیری با كمك تكنولوژی اطلاعات شد.
اما اندكی بعد در روزگار پس از جنگ ویتنام و مشكلات بهوجود آمده، خود شركتهای این حوزه نیز دچار دگردیسی عمیقی شدند.
این تغییرات نه فقط در نوع تصمیمگیریها كه در شیوه نگاه آنها به جامعه و نیازهای ایشان رخ داده بود. ICT راه خود را در دل جامعه باز كرده بود و تعاریف جدیدی پدیدار شده بود كه پیش از آن سابقه نداشت، بدینترتیب برای همراهی و مدیریت بهینه این روند نیاز به دانش جدیدی بود كه علاوه بر كارایی بالا در زمان حال، آیندهنگر نیز باشد كه جز برپایه تصمیمگیریهای دقیق، جمعی، آیندهگرا، حسابگرانه (غربی) و بازهم حسابگرانه میسر نبود.
در این مسیر به عنوان دانش همراه و برای كنترل بهتر جامعه از روانشناسی رفتارگرا و اندیشههای دكتر اسكینر و نگاه دودوتا چهارتایی وی (حسابگرانه) به انسان بهره فراوانی گرفت و به عنوان روشی مطمئن، پیشرفته و البته سودزا مورد توجه قرار گرفت.
● حركتهای ویژه در دنیای ICT
دنیای جدید شرایط خاص خود را داشت و رفتارهایی از خود بروز داد كه با حسابگری قابل پیشبینی نبود. حركتهای جدید بهسوی تصمیمگیریهای دفعی، سریع، فردی و متعارض با حسابگری غربی نمایان شده بود. مفهوم سیستمهای پردازشی كه بیشتر در انحصار سازمانهای بزرگ و تشكیلات دولتی بود به درون جامعه رخنه كرده و مورد توجه قرار گرفته بود.
به مرور زمان مفاهیم دگرگونی بیشتری یافته و نیازها توسعه یافت. برای همراهی با جامعه ترمز بریده آن روزگار تمهیدی لازم بود. درصد تاثیر شیوههای تصمیمگیری قبلی كاهش یافته بود و باید به سرعت تغییر میكرد. بدینترتیب عامل جدیدی وارد مقوله تصمیمگیری شده و آن چیزی نبود جز نقش شخصیت(فرد) در فرآیند تصمیمگیری!
ذكر عنوان فرد همواره با خلاقیت توأمان است و خلاقیت با جسارت مترادف و جسارت با تجربه تعارض ظاهری بسیار و سازگاری درونی عجیبی دارد. اهمیت فرد در تصمیمگیری همچون سدههای پیشین نقش ویژهای پیدا كرد و نقش مدیرعامل(CEO) بهعنوان ركن اساسی هدایت مجموعهها جان دوبارهای یافت. تركیب هیئتمدیرهها متنوع شد و دنیا ملغمهای شد از شیوهها، رفتارها، ایدهها، نظریات و دیدگاههای مختلف درباب تصمیمگیری!
● تصمیمگیریهای فردی و جمعی
عقل حسابگر غربی به موقع یوغ تجربه بر گردن جسارت انداخت و شیوه تصمیمگیری اصولیتری ابداع كرد و به جای منطق صفر و یك قبلی شیوه «تصمیمگیری جمعی حسابگر و فردی خلاقانه»، از منطق فازی كمك گرفت و نوع جدیدی از تصمیمگیری با عنوان مثالی «حسابگران خلاق» تعریف كرد و به كار گرفت. نتیجه بیش از حد انتظار رضایتبخش بود.
هرچند تصمیمگیریهای اینچنینی كمی عجیب نشان میداد و تعارض مختصری نیز با عقل تجارتپیشه غربی داشت كه به مرور زمان با پدیدار شدن نتایج آن قابل درك و هضم شد، خصوصیت اصلی این شیوه تصمیمگیری عجیببودن ظاهری اما عاقلانهبودن آن است. مدتها پس از تثبیت این شیوه تصمیمگیری، روش دیگری باب شد كه به نوعی رجعت بازنگری شده به گذشته بود. در این شیوه همان روش تصمیمگیری عاقلانه جمعی با چاشنی اجرای خلاقانه مورد توجه قرار گرفت كه نتایج قابلقبولی داشت.
● تصمیمگیریهای اشراقی
نكتهای كه شاید در ظاهر امر به موضوع این نوشتار بیربط باشد، تاثیرات روح تفكر شرقی بر دنیای غرب است. ارتباط غربیان با شرقیان و مطالعه اندیشهها، رفتارها، ایدهها و روش واقعی زندگی ایشان صورت گرفت. مهمترین خاصیت شرقیجماعت كه در تمام رگ و ریشه آنها رسوخ كرده و به صورت ناخودآگاه رفتار میشود «اشراق» است.
اشراقی كه در اینجا عنوان میشود ارتباطی با اندیشههای عرفانی یا صوفیگری ندارد، بلكه به نوع رفتارهای فرهنگی اجتماعی افراد شامل این جوامع اشارت دارد.
نویسنده : جواد زارعی
سایت تراشه

































