اما از طرفي شما يك فرد مصلحتگرا نيز هستيد، از اين رو از آنجايي كه مايكروسافت به شكل روزافزوني بر روي سمت سرور شبكه رواج مييابد، شما با پيوستن به خيل هزاران متخصص داراي گواهينامه مايكروسافت در سرتاسر جهان مجموعه مهارتهاي خود را بسط دادهايد. دليل اين كه شما در شركتتان يك استثنا هستيد آن است كه اغلب SA هاي همتاي شما تجربه محدودي در يونيكس دارند – اغلب آنها صرفا داراي گواهينامه مايكروسافت هستند.
تا اينكه يك روز رييس شما با يك "پروژه ويژه" به سراغتان ميآيد. او از تخصص شما در زمينه يونيكس و تشابه ميان لينوكس و يونيكس آگاهي دارد، و خاطرنشان ميكند كه شما دفتر كار را دو روز متوالي قبل از نيمهشب ترك نمودهايد. از اين رو نتيجهگيري ميكند كه شما كمي وقت آزاد داريد، او از شما ميخواهد كه در مورد امكان مهاجرت خدمات شبكه شركت شما از مايكروسافت به لينوكس تحقيق نموده و نتيجه را به او گزارش دهيد. به احتمال زياد شما اين گونه پاسخ خواهيد داد: "قربان، ما قطعا با انتقال اين خدمات به لينوكس در هزينه كسب مجوز صرفهجويي مالي زيادي ميكنيم، اما هزينه قابل توجهي را نيز بايد بابت آموزش تيم خود براي مديريت لينوكس يا به خدمت گرفتن افراد جديد خارج از شركت كه اكنون داراي اين مهارتها هستند صرف نماييم. و البته يافتن چنين افرادي احتمالا كار سادهاي نيست، چرا كه تقريبا به ازاي هر 10 نفر مهندس داراي گواهينامه مايكروسافت 1 مهندس داراي گواهينامه لينوكس است."
اين سناريو توسط مطالعات مجموع هزينه زيربناي IT مالكيت تاييد گرديده است. براي مثال، IDC يك آمار خوب از تحليل هزينه/سود كه دستاندركاران IT در هنگام مهاجرت به لينوكس با آن مواجه ميشوند را فراهم مينمايد.
{دلايل متعددي براي اين امر كه لينوكس يك گزينه جذاب رو به رشد براي كاربران است وجود دارد. يكي از اين دلايل، هزينه تهيه است: اگر هزينههاي سختافزار و نرمافزار را در نظر بگيريم، راهحلهاي لينوكس بر روي معماري اينتل توانايي ارائه قيمتهاي جذاب را دارند، به خصوص هنگامي كه با پيكربنديهاي سيستم RISC/Unix مقايسه گردند.
از سوي ديگر، اگر مديريت، عملياتها، آموزش، و ساير هزينههاي مربوط به كارمندان را در نظر بگيريم، لينوكس شايد براي عرضه و گسترش به ميزان كافي كامل باشد. IDC خاطرنشان ميكند كه سازمانهاي داراي دانش قوي يونيكس بلافاصله با لينوكس سازگار ميگردند و هزينه پشتيباني مداوم را مشابه يا كمتر از پلاتفرم يونيكس مييابند. اما سازمانهاي داراي دانش و تجربه عميق در يك محيط ويندوز ممكن است براي سازگاري با رويكردهاي به كار برده شده توسط لينوكس راحت نباشند و از اين رو ممكن است با يك منحني يادگيري شيبدار مواجه گردند.} (يكي از اسناد IDC)
در حالي كه نتايج اين تحليل قطعا از شركتي به شركت ديگر بر اساس تعداد سرويسهايي كه آنها قصد مهاجرتشان را به لينوكس دارند و عمق تجربه لينوكس/يونيكس در محيط كاري IT آنها متفاوت خواهد بود، يك نتيجهگيري كه قطعي به نظر ميرسد اين است: براي اين كه گسترش سرور لينوكس با همان نرخ سالهاي 2003 و 2004 به رشد خود ادامه دهد، لينوكس نه تنها بايد به عنوان جايگزين يونيكس رشد نمايد، بلكه رشد روزافزوني را نيز بايد براي جايگزيني ويندوز داشته باشد. براي محقق شدن اين امر، ابزارهاي جديد مورد نيازند تا گروههاي IT با يك پايه مهارت ويندوز غالب بتوانند به سرعت با مديريت يك زيربناي لينوكس سازگار شوند.
ابزارهاي مديريت لينوكس
نياز به ابزارهاي جديد اداره و مديريت لينوكس هم توسط شركتها و هم توسط انجمن لينوكس مد نظر قرار گرفته است. در ميان شركتهايي كه به اين مساله پرداختهاند برجستهترين آنها Novell و Red Hat است، دو فراهمكننده بزرگ توزيعهاي لينوكس. اين شركتها ابزارهايي را عرضه ميكنند كه بسياري از كارهاي دستي، كه حتي براي يك مدير باتجربه لينوكس/يونيكس ميتوانند وقتگير و مستعد خطا باشند، را خودكار مينمايند - كارهايي از قبيل اصلاح و بهروزرساني توزيع، تدارك قالب bulk، و كنترل وابستگي. چيزي كه براي مدير باتجربه POSIX وقتگير است براي مدير ويندوز كه با ابزارهايي همچون SMS و HFNetChk خو گرفته ميتواند كاملا بيگانه باشد. از انجمن لينوكس، پروژه Webmin كه داراي مجوزي شبيه BSD است يك ابزار قدرتمند براي مديريت پيكربندي شبكههاي كوچكتر يونيكس/لينوكس محسوب ميگردد (شكل 1 را ببينيد)، در حالي كه Cacti قابليتهاي بسيار عالي مانيتورينگ سرور را ارائه مينمايد (شكل 2 را ببينيد). اين ابزارها كه توسط انجمن پشتيباني ميشوند بخش مهمي از نياز براي قابليت اداره بهتر لينوكس را پاسخ ميدهند.
همچنان، در محيطهاي IT متوسط، بزرگ و/يا توزيعشده يك فضاي خالي در قابليتها وجود دارد. هنگامي كه برنامههاي سرور لينوكس گسترش يافتند، وابستگيها بررسي شدند، و اصلاحات صورت گرفت، يك نياز مداوم براي فراهم ساختن يك راه بصري براي پيادهسازي تغييرات پيكربندي در سرويسهايي كه بر روي سرورهاي لينوكس آنها اجرا ميگردند، وجود دارد. پيش از اين، فضاي لينوكس فاقد ابزارهايي بود كه امكان مديريت پيكربندي متمركز مبتني بر GUI را با چنين مشخصههايي به عنوان توانايي گروهبندي سرورهاي توزيعشده و سپس اعمال تغييرات پيكربندي به يك سرور، گروهي از سرورها، يا تمامي سرورها به صورت همزمان فراهم نمايد. اين فقدان در جدول 1 نمايش داده شده است.
در حال حاضر، براي مثال، اگر يك مدير داراي يك GUI مطمئن براي Sendmail باشد، هر تغيير پيكربندي در يك لحظه تنها ميتواند به يك سرور اعمال شود. اگر لازم باشد تغيير به چندين سرور اعمال شود، همچون تغييرات پيكربندي ناحيهاي/عمومي يا كلاسترها، دقيقا همان تغيير بايستي به هر يك از سرورها اعمال گردد. اگر مدير از يك GUI استفاده نكند بلكه به صورت دستي فايل .conf را ويرايش نمايد، اين هم بايد بر روي تمامي سرورهايي كه بايستي تغيير بر روي آنها اعمال گردد صورت بپذيرد. اين رويكرد نه تنها وقتگير است، بلكه اگر يك خطا رخ دهد، فرايند يافتن و اصلاح آن ميتواند، اگر نه بيشتر، به همان ميزان وقتگير باشد.
برخي مديران باتجربهي لينوكس/يونيكس اسكريپتهاي سفارشي را براي تقليل زمان مورد نياز براي ايجاد تغييرات در چندين سرور مينويسند. در حالي كه اين رويكرد نسبت به رويكردهاي قبلي بهتر است، يك عيب آن اين است كه مگر آنكه اسكريپتها به شكل وسيعي در ميان دپارتمان IT شركت قابل درك و بديهي باشند، اسكريپتهاي طراحي شده براي ايجاد تسهيل در كار كاركنان IT اگر/هنگاميكه مديري كه آنها را نوشته شركت را ترك كند، بيمار شود، يا براي كوهپيمايي به مدت يك هفته به هيماليا برود ميتوانند تبديل به يك مشكل عديده گردند. بعلاوه، درست است كه اسكريپتها ميتوانند براي SA هايي كه آنها را مينويسند و مورد استفاده قرار ميدهند بسيار مفيد باشند، اما آنها عموما قابليتهاي بازرسي، كنترل يا بياثرسازي را كه اهميت آنها به شكل روزافزوني افزايش مييابد براي مديريت IT فراهم نميسازند.
يك نوع جديد از ابزارهايي كه ما آنها را تحت عنوان مديريت پيكربندي رده سازماني ميشناسيم ميتوانند نياز مديران لينوكس، يونيكس، و مايكروسافت را براي يك روش ساده جهت ايجاد تغييرات در چندين سرور لينوكس برطرف نمايند، در حالي كه قابليتهاي بازرسي، كنترل يا بياثرسازي را براي مديريت IT فراهم مينمايند. اين گونه جا افتاده است كه – عبارت "رده سازماني" براي راهحلهاي IT همانند "tough on crime" براي سياستمداران است – همه اين حرف را تاييد مينمايند، اما معناي واقعي آن چيست؟ منظور ما اين است: انعطافپذير براي وفق يافتن با سازمان شما (نه برعكس)؛ ايمن به گونهاي كه شما ميتوانيد تغييرات را كنترل، بازرسي و بياثر نماييد؛ و قدرتمند براي فراهم ساختن امكان ايجاد تغييرات پيكربندي بر روي يك سرور، يك گروه از سرورها، يا تمامي سرورها و پيادهسازي فوري يا با تاخير تغييرات براي شما. به عنوان دستاوردي از اين قابليتها، ابزارهاي مديريت پيكربندي رده سازماني مزاياي زير را در پي دارند:
* كمك به كاهش خطاهاي پيكربندي
* كمك به استاندارد شدن سريعتر IT بر روي لينوكس براي سرويسهاي بيشتر
* سبك كردن بار اجراي تنظيمي با ارائه بازرسي و كنترل مفصل
* ارائه انعطافپذيري براي سازگاري با سازمان شما با حداقل اخلال در روند كار
كاستن از خطاها
يك خطا در پيكربندي DNS را به عنوان مثال در نظر بگيريد. از آنجايي كه آن زيربناي تعداد زيادي از شبكههاي تجاري و اينترنت است، يك خطاي كوچك در پيكربندي DNS ميتواند منجر به مشكلات شبكهاي بيشماري گردد كه ظاهرا نامربوط هستند. خطاهاي پيكربندي DNS به عنوان عامل مشكلات سرويسهاي دايركتوري و ايميل شناخته شدهاند، و حتي ميتوانند دسترسي كاربران به برنامههاي كاربردي را هنگامي كه اين برنامهها براي برقراري ارتباط با يك پايگاه داده از طريق نام DNS پايگاه داده تنظيم شدهاند مختل نمايد. يك سيستم بصري مبتني بر GUI كه تغييرات را بر روي سرورهاي DNS پيادهسازي مينمايد ميتواند يك مدير بيتجربه لينوكس را قادر به مديريت يك شركت يا شبكه ISP BIND نمايد؛ و قابليتهاي ثبت و بياثرسازي، كار فراهم آوردن شبكه ايمن مورد نياز در مواردي كه جديدترين تغيير پيكربندي DNS همزمان با برخي خطاهاي ايميل وحشتناك رخ ميدهد را انجام ميدهند.
استاندارد شدن سريعتر بر روي لينوكس براي سرويسهاي بيشتر
يك مزيت اضافي كه تسهيل نمودن مديريت مداوم پيكربندي شبكههاي لينوكس را همراهي مينمايد اين است كه آن يك سازمان را قادر به پذيرش سريعتر لينوكس و open source براي سرويسهاي بيشتر ميسازد. براي مثال، در حال حاضر بخش اعظم اينترنت با استفاده از Apache، يك وبسرور open source، مديريت ميگردد. به شكلي مشابه BIND، يك برنامه open source براي سرورهاي سيستم نام دامنه، نيز محبوب است. بدون وجود ابزارها براي تسهيل در مديريت، كسب موفقيت در انجام اين دو سرويس ممكن است بخش زيادي از زمان مدير لينوكس شما را صرف نمايد كه اين امر انتقال سرويسهاي بيشتر به لينوكس را احتمالا دشوار ميسازد. و همچنين در نتيجه اين امر، سرويسهايي مانند groupware، اشتراك فايل و چاپ، و LDAP به كرات بر روي لينوكس اجرا نميگردند. هنگامي كه مديران لينوكس با ابزارهاي مناسب كارآيي بيشتري را كسب نمودند، فرايند سرپرستي انتقال به لينوكس را براي سرويسهاي بيشتر به شكلي بهتر انجام خواهند داد. صرفهجوييهاي بالقوه را مد نظر قرار دهيد، براي مثال، شما ميتوانيد به سرعت كار پيادهسازي يك ساختار groupware مبتني بر لينوكس را در سطح شركت پيادهسازي نماييد.
Wade Olson، مدير ارشد اطلاعات يكپارچگي برنامههاي كاربردي و گردآوري داده بيسيم Core Function و كاربر كهنهكار لينوكس، ميگويد:
{ به عنوان طرفداران كاربرد وسيعتر لينوكس و ساير تكنولوژيهاي open source در محيطهاي تجاري، ما توسعه راهحلهاي مديريت پيكربندي متمركز را يك پيشرفت بسيار مثبت يافتيم. فقدان چنين راهحلهاي مديريت پيكربندي يك مانع عمده بر سر راه دستيابي به يك سطح وسيعتر از پذيرش تجاري براي لينوكس بوده است. اين واقعيت كه راهحلهاي قدرتمندي از اين نوع اكنون در دسترس قرار ميگيرند يك گام بزرگ به سوي جلو را براي لينوكس و در مجموع براي حركت open source نويد ميدهد.}
ثبت، بازرسي، و بياثرسازيها
موضوع مهم سادگي استفاده آشكارا تنها يكي از ملزومات ابزارهاي مديريت پيكربندي رده سازماني است. همان گونه كه در مثال DNS مطرح گرديد، چنين ابزارهايي همچنين نيازمند اعطاي يك ديد واضح به مديران IT نسبت به شبكههايشان هستند كه در نتيجه آنها توانايي مشاهده اين كه كدام سرورها مشغول چه كاري هستند، چه كسي چه هنگام كدام تغييرات را ايجاد ميكند را داشته باشند، و حتي هنگامي كه اجاره سرورها منقضي ميشود چنين اطلاعات مفيدي را فراهم نمايند.
هنگامي كه يك تغيير پيكربندي خاص باعث يك نتيجه نامطلوب ميگردد و يا همزمان با آن رخ ميدهد، قابليت بياثرسازي در جهت دستيابي به پيكربنديهاي قبلي بايستي وجود داشته باشد. به علاوه، نظر به اين كه دپارتمانهاي IT از احكام تنظيمي جديد پيروي ميكنند، از قبيل Sarbanes-Oxley و HIPPA، قابليتهاي بازرسي ابزارهاي مديريت پيكربندي اهميت بيشتري پيدا ميكنند. در پرتو بررسي تنظيمي جديد اعمال شبكه، مديران IT نيز نيازمند يك روش ساده براي تضمين اين امر هستند كه مديران تنها حق پيادهسازي تغييرات بر روي سرويسها و/يا سرورهايي را داشته باشند كه مسوول آنها هستند. اين قابليت غالبا به عنوان ورود (login) مبتني بر وظيفه شناخته ميشود، و آن براي مديريت پاسخگويي و براي تسهيل برقراري پيگيريهاي بازرسي حياتي است.
انعطافپذيري
ابزارهاي مديريت پيكربندي رده سازماني به اندازه كافي انعطافپذير هستند تا مدلهاي سازماني متنوع مورد استفاده توسط دپارتمانهاي مختلف IT را با يكديگر وفق دهند. بسياري از دپارتمانهاي IT بر اساس سرويس سازماندهي ميشوند، با مديران ايميل تجاري متمركز، مديران وب، مديران پايگاه دادهها، و غيره. سايرين به صورت ناحيهاي سازماندهي شدهاند، با مديراني كه مسوول تمامي سرويسهاي اجرا شده بر روي ناحيهشان هستند. بقيه تركيبي از اين دو مدل ميباشند. كار ابزارهاي مديريت پيكربندي رده سازماني اين نيست كه به IT بگويد چگونه كار خود را با اجراي يك مدل كاري جديد پيش ببرد. بلكه مانند هر ابزار خوبي، كار يك ابزار مديريت پيكربندي كمك به كاركنان IT براي انجام بهتر كارهايشان است. بنابراين، مديران بايستي قادر به سفارشي نمودن اين ابزارها براي محيطهاي منحصربفردي كه در آنها پيادهسازي شدهاند باشند. براي مثال، اگر يك زيرمجموعه از سرورهاي يك بانك براي شعبات تخصيص داده شده باشد و توسط آنها مديريت گردند، ابزار مورد نظر ما بايستي به IT در كار مديريت سرورها به شيوه ذكر شده ياري رساند.
بخشي از نياز انعطافپذيري نيز توسط بسطپذيري برآورده ميگردد. اين وضعيت نوعي را در نظر بگيريد: مدير IT يك دانشگاه در آغاز هر ترم خواهان بكارگيري تعداد بيشتري از كارمندان خود جهت افزودن نام دانشجويان جديد به شبكه است. متاسفانه، او راهي براي ساده نمودن پيچيدگي LDAP، ايميل، DHCP، Samba، و Apache ندارد تا بتواند مديران كم تجربهتر خود را قادر به همكاري در اين افزايش حجم كاري دو بار در سال بنمايد. يك راهحل مديريت پيكربندي بسطپذير با API هاي باز به او امكان نوشتن يك رابط سفارشي را كه پيچيدگيهاي مربوط به كار را پنهان نمايد ميدهد. با وجود اين رابط، تعداد بيشتري از كاركنان IT او ميتوانند در اين افزايش حجم كاري دو بار در سال همكاري نمايند، و در نتيجه او ميتواند مهارت و عقلانيت مديران سيستم ارشد خود را براي فعاليتهاي استراتژيكتر نگه دارد.
نكات ريز
در مورد عناوين محتاط باشيد
يك آيتم مهم كه در هنگام ارزيابي ابزارهاي مديريت پيكربندي بايستي مورد توجه قرار گيرد تفاوت ميان مديريت و مانيتورينگ است. اگر چه اين دو قابليت به ميزان زيادي به هم وابستهاند و واقعا مكمل يكديگرند، اما با يكديگر متفاوتند. به عنوان مثالي از اين مطلب كه در اين حوزه عناوين چگونه ميتوانند گيجكننده باشند، اصطلاح دوپهلوي "مديريت پيكربندي" را مد نظر قرار دهيد. براي مدير سيستمها، اين اصطلاح همهي آن چيزهايي كه ما در اين مقاله مورد بحث قرار داديم را در بر ميگيرد، در حالي كه براي يك توسعهگر نرمافزار، آن به معناي يك ابزار يا فرايند است كه به او در حصول اطمينان از اين امر كه كد نوشته شده توسط وي با ساير فرايندها تداخل نداشته و هيچ خصيصه محافظتشدهاي را مختل نمينمايد ياري ميرساند.
اين دو مفهوم به شكلي بديهي متفاوت از هم ميباشند، با وجود اين كه آنها دقيقا با يك اصطلاح شناخته ميشوند. اگر چه ما ممكن است زمان طولاني براي انتظار قبل از جا افتادن مجموعهاي از اصطلاحات و تعاريف متعارف در صنعت داشته باشيم، موضوع مهم اين است كه اصطلاحات قديمي را گرفته و واقعا درك كنيم كه ابزارهايي كه مد نظر ما هستند دقيقا چه كاري انجام ميدهند.
چند كلام درباره قيمت
در هنگام بررسي ابزارها براي كمك به شما در مديريت يك شبكهي لينوكس، اطمينان حاصل نماييد كه ابزارها آنقدر گران نباشند كه صرفهجوييهاي ناشي از پذيرش لينوكس و open source را بياثر نمايد. در اين مورد، قيمت آشكارا از بالاترين اهميت برخوردار است، اما شما بايستي دقيقا به بررسي مدل مجوز ابزار بپردازيد تا اطمينان يابيد كه آن از نوع ساده است. يك مدل مجوز ساده همواره ارجحتر از يك مدل پيچيده است، اما آن در اينجا اهميت ويژهاي مييابد چرا كه يكي از مزيتهاي عمده هزينهاي لينوكس و open source آزادي است كه آنها از شمارش كاربران به شما ميدهند. اين مزيت را با خريد ابزاري كه يك الگوي مجوز پيچيده يا دشوار را بر شما تحميل ميكند از دست ندهيد.
نتيجه
در دسترس بودن ابزارهاي مديريت پيكربندي ردهي سازماني براي لينوكس ممكن است به خوبي واكنش مدير فرضي ما در ابتداي مقاله را تغيير داده باشد. به جاي يك پاسخ محتاطانه، او ميتوانست واكنش مثبتتري را در پاسخ به تمايل رييس خود براي مهاجرت سرويسهاي شبكهشان از مايكروسافت به لينوكس بروز دهد.

































